تبليغاتX
باختر امروز

باختر امروز

                                   

                                  

                                           به نام ایزد، یگانه دانای  خردمند

در پی نگاشتن مطلب قبلی  درمورد کودتا برآن شدم  تا با  توجه به  شرایط فعلی  جامعه مختصری درباره جنبش و لزوم پیگیری آن توسط مردم و روشنفکران مطلبی بیاورم باشد  که در راستای رسالتی که  در شرایط فعلی  بر عهده داریم حرکت کرده باشم.
 
در این  مقوله ابتدا مختصری  درباب جنبش و  نهضت  و سپس به  ذکر  مصداقها  و انواع  جنبش  با  توجه به  تاریخ  جمهوری  اسلامی و  جنبشهای  آن میپردازم .
 نهضت و یا جنبش به حرکتی طولانی مدت و اجتماعی گفته می شود که ممکن است به تغییرات عمیق سیاسی بینجامد . از جمله نهضت مشهور در ایران می توان به نهضت ملی شدن نفت (۱۳۲۹_۱۳۳۲) اشاره کرد که از مجلس چهاردهم با پیشنهاد نماینده ی شهرستان قوچان ارائه شد ولی در آن زمان به موفقیتی دست پیدا نکرد ولی در دوره ی بعدی این نهضت شکل منسجم تری به خود گرفت و به پیروزی رسید .
یکی از اصول عمده ای که در نهضت ها مطرح می‌شود وجود ایدئولوژی جایگزین قدرتمند در مداومت برای پیروزی است و اکثر نهضت ها در جمعیت وسیعی از همه ی قشرها دنبال می شوند . در پیروزی نهضت نفت وجود ایدئولوژی اقتصاد بدون نفت , ایدئولوژی قدرتمندی را برای دیگر نمایندگان و دولت وقت مرحوم مصدق به همراه داشت و معتبر بودن شخصیت مصدق در آن زمان در نزد بسیاری از دیگر پرچم داران ایدئولوژیک مانند مرحوم کاشانی که گروه فدائیان اسلام را در اختیار داشت , موجبات تقویت ایدئولوژی مصدق در جایگزینی نفت شد . نهضت ها گاه عمر های کوتاه و گاه بلند دارند و لزوما" باپیروزی از میدان بیرون نمی آیند . گاهی آنقدر عمیق و ژرف شکل می گیرند که هیچ گاه نمی شود آنها را نابود کرد و گاهی هم برعکس ضعیف و سست بنیاد اند و با اندک فشارهای سیاسی و اقتصادی از هم می پاشند .
 
سوای از سیاست و اقتصاد که نهضت و جنبش در آنها معانی خاص و گاه مغرضانه ای را به دنبال دارد در هنر نیز جنبش و نهضت وجود دارد , هر انقلابی که در باطن هنر و هنرمندان عصر آن مکتب رخ می دهد , نوعی جنبش را به وجود می آورد که رسوم کهنه را در هم می ریزد و به جای آن نظمی نوین بنیان می کند . 
در دوران پس  از  انقلاب اسلامی نیز پس  از طی  دوران  جنگ،  ۸سال  دوره  سازندگی ایران اقداماتی  شد  که  پس  از  طی  این دوران، بورژوازی  شکل گرفته خواستار تغیراتی  در نظام  سیاسی و اجتماعی  بود و  این طبقه متوسط که روشنفکران  ان  را هدایت  ورهبری  مینمودند  با بسیج  توده ها  در  خرداد ۷۶ جنبشی به  نام  دوم خرداد برپا نمودند که با  همه  فراز ونشیب هایش  منجر به  روی کار امدن  دولت  اصلاحات  شد این جنبش  با پافشاری  نیروهای  روشنفکر و طبقه  متوسط  جامعه  بقدری  ادامه یافت  که  دو دوره  متوالی دولت اصلاحات  و یک  دوره  مجلس  ششم کاملا دردست  اصلاح  طلبان افتاد ولی  بقدری  نیروهای  ارتجاعی  با  استفاده از  دربار و میلیتاریسم و  صداو سیما  و نیروهای  سنتی جامعه عوامفریبی نمودند که کم کم عامه  مردم از حمایت  جنبش  اصلاح  طلبی  طبقه  متوسط  و روشنفکران  بریدند و جنبش ۱۸ تیرنیز که میرفت تا  نیروهای  ارتجاعی  را  منزوی تر نماید به شکست  منتهی  شد و در پی  آن نیز  انتخابات  مجلس  هفتم  با  رد صلاحیت  شدن  حدود۱۲۰تن  از نمایندگان  اصلاح  طلب و  عدم  حمایت  جنبش  مردمی  از  آنها نهایتا  به نفع  نیروهای  ارتجاعی  رقم  خورد و مجلس  هفتم بدست استبدادیون  افتاد و کم کم زمینه  برای  شکست دولت  اصلاحات  نیز فراهم  شد و در تیرماه ۱۳۸۴ نیروهای  ارتجاعی  با  فریب مردم  و  ایجاد شکاف  در بین  نیروهای  اصلاح  طلب  توانستند کودتائی عوامفریبانه انجام  دهند و دولت  را نیز از دست اصلاح طلبان خارج  کردند و استبدادی مطلق  بر ایران حکم فرما  شد  که  نتیجه عدم مشارکت  مردم  و فرو نشستن جنبش  مردمی  بود  که  خود  دلایل  بیشماری  دارد که در جای  دیگری به  آن  خواهم  پرداخت .
اما  پس  از  چهارسال  استبداد  دومرتبه  نیروهای  روشنفکر با  بسیج  طبقه  متوسط  در انتخابات  ۲۲خرداد۱۳۸۸ توانستند جنبشی برپاکنند که منجر به کودتای ۲۲خرداد۸۸ شد و عوامل  ارتجاعی  باردیگر با  کودتائی  رای  مردم  را به  نفع  خود مصادره  نمودند .
و  اکنون  نیز با  ادامه  جنبش  مردمی  روشنفکران  سعی  در شکست دولت  کودتا دارند که  این  موضوع  بستگی  دارد که  تا چه  حد  روشنفکران  بتوانند عامه  مردم  را  در صحنه  نگه  دارند و از  فریب  آنها  توسط  عوامل  کودتا  جلوگیری  نمایند .
که  این  موضوع  با توجه  به  شناختی  که  از  جنبشهای  مردم  ایران  بدست  آمده پیچیدگی  خاص  خود را  خواهد داشت
در این  مقوله چندین  نوع  جنبش  بررسی  شد
۱- جنبش  دوم  خرداد برای کسب  قدرت  اصلاح  طلبان  و  شروع  مبارزه  مطبوعاتی  و پارلمانی که با تصویب  نشدن  قانون مطبوعات  به  شکست  انجامید .
۲-  جنبش ۱۸ تیر که  برای  حمایت  دولت  و مجلس  اصلاحات  بود تا  از محافظه کاری دست  برداشته  شود که  نیروهای  ارتجاعی  موفق  به  سرکوب  آن  شدند.
۳- جنبش ۲۲خرداد۱۳۸۸ که  دومرتبه  مثل  دوم خرداد برای  روی  کار اوردن  یک  دولت  اصلاح طلب  بود  ولی  با  تجربیات  بهتر  نسبت به  دوم  خرداد که  متاسفانه  به  ثمر ننشست .
۴ - جنبش  پس  از  انتخابات  که در نتیجه  کودتای ۲۲خرداد و فریب  مردم  بود که  روشنفکران و  طبقه  متوسط برپاکردند که توسط عوامل  ارتجاعی  خس  و خاشاک  و اراذل  و اوباش  نام  گرفتند و  حتی  رای  انها  نیز  چماقی  شد  بر سر کوبیدن  روشنفکری  در ایران و اکنون  این  جنبش  که  با  تفاوتهائی  نسبت  به  جنبشهای  قبلی ذکرشده  وارد  مرحله  انقلاب  میشود .
متاسفانه حرکت  نیروهای  ارتجاعی  بقدری  به  جامعه  ایران  آسیب  زده  که چاره ای جز  پیمودن راه  نهضتی  انقلابی  برای  روشنفکران نمانده .
  
منبع
  • دولت ها و انقلاب های اجتماعی , تدا اسکاچول
  • Teda Skatchwelle , Government and Social Revolution
نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 12:22 توسط سهیل| |
کودتا عمل ساقط کردن یک دولت توسط گروهی نسبتاً کوچک با استفاده از راه‌های غیرقانونی و به طور ناگهانی است. معمولاً در کودتا به نحوی از نیروی نظامی استفاده می‌شود؛ هرچند که لزوماً کودتا با نیروی نظامی همراه نیست.

اصطلاح کودتا (coup d'état) از زبان فرانسوی گرفته شده و به معنی «ضربه (ناگهانی) به دولت» است. این عبارت در زبان‌های دیگر نیز به‌کار می‌رود. واژه «پوچ» (Putsch) از زبان آلمانی نیز همین معنی را دارد و گاه به ‌کار رفته است.

كودتا در زبان فرانسوي Coupd' Etat به معني برانداختن حكومت با استفاده از قواي نظامي كشور و تسلط بر اوضاع، و روي كار آوردن حكومتي نو مي‏باشد.
اما دانشنامه ويكي پديا كودتا را عمل ساقط كردن يك دولت توسط گروهي نسبتاً كوچك با استفاده از راه‏هاي غيرقانوني و به طور ناگهاني معرفي مي‏كند. معمولاً در كودتا به نحوي از نيروهاي نظامي استفاده مي‏شود. هرچند لزوماً كودتا با نيروي نظامي همراه نيست.
كودتا عمل ناگهاني است كه با يك ضربه شديد غافلگيرانه داخل، حاكميت را به زور كنار مي‏زند و عامل كودتا جانشين مي‏شود.
برخي معتقدند در كودتا هيچ‏گونه جنبش اجتماعي توده‏اي وجود ندارد.
در تاريخ سياسي يك قرن اخير كودتاهاي فراواني به ثبت رسيده‏اند كودتاي الجزاير ، كودتاي مصر، كودتاي عراق كودتاي 1299 و 28 مرداد ايران و در قاره‏هايي مانند آفريقا شكل‏گيري كودتا از شكل‏گيري يك دولت سريعتر بوده است.
در فرهنگ سياسي دنيا كودتا داراي طبقه‏بندي خاصي است. كودتاها نيز مانند ساير پديده‏ها تعاريف و اشكال متفاوتي دارند. كودتاي آرام يا خزنده، سياه، مخملين، رنگين و ... تعاريف مختلفي است كه از اين فرآيند شده است.
كودتا از آن جهت كه ريشة مردمي ندارد و در اكثر مواقع از تضاد در بدنه قدرت يا دخالت بيگانگان شكل مي‏گيرد، موجب تغييرات اساسي در ساختار سياسي و به تبع آن تغييرات اساسي در ساختار كلان يك كشور است.
كودتا ماهيتي مردمي ندارد. در طول تاريخ نيز هيچ حركتي با نام كودتا شكل نگرفته است كه از پشتيباني مردمي برخوردار بوده باشد.
در كودتا بخشي از قدرت داخلي يك حكومت مستقلاً و يا با تحريك بيگانگان نسبت به حركتي نظامي، خشونت‏بار و متكي بر اسلحه با خصوصيت ذاتي سرعت نسبت به براندازي يك حكومت و در دست گرفتن قدرت اقدام مي‏كند.
از اينرو كودتا در اكثر موارد توسط قواي نظامي كشور صورت مي‏پذيرد. تاريخ تجربه تلخ كودتاهاي زيادي را با خود حمل مي‏كند. كودتا بدليل غيرقانوني بودن و اتكاي به قدرت و زور قالباً بسيار خونين به ثبت رسيده‏اند از آن جمله كودتاي شيلي را مي‏توان نام برد.
كشور ما در تاريخ معاصر خود دو بار طعم تلخ كودتا را چشيده است يكبار در سال 1299 و بار ديگر در 28 مرداد سال 1332 طعم تلخي كه هيچگاه از ذائقه مردم ايران بيرون نمي‏رود.
كودتاي 28 مرداد، كه موجب سقوط دولت مردمي دكتر محمد مصدق شد حركتي خائنانه بود كه با دسيسه مستقيم امپرياليسم جهانخوار پديد آمد. كودتاي 28 مرداد به سردمداري زاهدي عنصر سرسپرده آمريكا و با بهره‏گيري از نيروي نظامي و جمعي از اوباش به وجود آمد و در كمال ناباوري ديكتاتور از كشور گريخته را به ميهن باز گردانيد. اين كودتا از آن رو عجيب بود كه توسط شخص اول مملكت كه سلطنت ظالمانه خود را رو به افول مي‏ديد ساماندهي شد و با دلارهاي آمريكايي شكل گرفت. اين كودتا علاوه بر سقوط دولت ملي دكتر محمد مصدق موجبات دادگاهي شدن و تبعيد او را پديد آورد. به دليل وجود شعبان جعفري‏‎ها و عده‏اي از عناصر سست پيمان دولتي كه حاصل سالها تلاش و كوشش مردم بود ساقط و مردي چون دكتر مصدق را كه سمبل مقاومت و ايستادگي بود خانه‏نشين كرد.
كودتاي 28 مرداد نقطه سياهي بر تاريخ اين كشور است حركتي ساماندهي شده از سوي استكبار جهاني. از معدود دفعاتي كه به طور آشكار انگليس و آمريكا با يكديگر متحد شدند، صحنه سياسي كودتاي 28 مرداد بود. انگليس زخم خورده كه با نهضت ملي شدن نفت جبروت كاذبش درهم شكسته بود. مصدق را چون خاري در چشم تحمل مي‏كرد و آمريكا كه به دنبال جاي پاي محكمي در ايران بود دست در دست انگليس و با كمك مزدوران داخلي اين حركت را ساماندهي كردند. هرچند دشمن بر آن شد تا با كارناوال ساختگي از مشتي اراذل و اوباش كودتا را حركتي مردمي جلوه دهد، اما اين حقيقت در تاريخ اين كشور به ثبت رسيد كه كودتاي 28 مرداد بوي دلارهاي آمريكايي ، توطئه انگليس و خيانت سالوسان را مي‏داد.
نيم قرن از واقعه 28 مرداد مي‏گذرد، واقعه‏اي كه تأثيري شگرف در تمام شئون اين كشور برجاي گذاشت و براي ربع قرن تداوم استبداد را بر ايران تحميل كرد، اما صرفنظر از عواقب اين كودتا بايد در نظر داشت كه اين پديده مهم سياسي در پيروزي مردم ايران در انقلاب شكوهمند 1357 مؤثر بوده و در واقع سال 1332 نقطه عطفي در تاريخ اين كشور تلقي مي‏‎شود.
اميدواريم حافظه تاريخي مردم ما همواره بيدار و هوشيار بوده و هميشه به خاطر داشته باشند كه دشمن هيچگاه دست طمع از اين كشور بر نمي‏دارد و هر روز از روزنه‏اي قصد نفوذ دارد و آنچه مانع اين مداخله است ايمان به پروردگار، اتحاد و عشق به ميهن است.
با درود به روان پاك شهداي 28 مرداد 1332 خصوصاً شهيد دكتر فاطمي
کودتا نیز انواع مختلفی  دارد امروزه بیشتر کودتاها به شکل  خزنده  و پنهان  انجام میشوند  به  صورتیکه فقط روشنفکران آگاه  از زمینه های  ان  با  اطلاعند

بطور مثال  پس  از دوم  خرداد ۱۳۷۶ طی  دو  مرحله انتخابات  ریاست  جمهوری  و  یک  مرحله انتخابات  مجلس  مردم  ایران  با  جنبش های  پی  در پی خواستار تقویت  جمهوریت  نظام جمهوری  اسلامی  بودند که  نیروهای  ارتجاعی  با تلاشهای  خود  روز بروز  منزوی تر  میشدند که  عاقبت  طی  سناریوئی  درانتخابات  تیرماه ۱۳۸۴ با  استفاده  از عوامفریبی  مهره  خود  احمدی  نژاد را که  قبلا در ویترین  خود گذاشته  بودند با  استفاده  از  مشکلات  اقتصادی  طبقه فقیر جامعه و  شعار  عدالت مطرح  نمودند و جنبش  اصلاح طلبی  مردم  را  با  کودتائی  خزنده  منحرف  نمودند و موج اول  کودتای  خود را  به  انجام  رساندند و  بدنبال  ان  با  برگزاری  انتخابات  مجلس  به  صورت  فرمایشی  و  رد بیشتر  اصلاح  طلبان در کاندیتاتوری  مجلس موج  دوم  کودتا  را  نیز با  موفقیت  به  انجام  رساندند

و  اکنون  نیز  با  عوامفریبی  تمام  موج  سوم  کودتای  خود را  ارتجاعیون در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ به  انجام  رساندند و اکنون  بدنبال  تثبیت  دولت  کودتا  هستند

و اگر دولت  کودتا  تثبیت  شود روز به  روز  جامعه  ایران  به  سمت  قهقرا  و ویرانی  میرود و ...........

نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 0:14 توسط سهیل| |

 

 

هرچند این روزها تیراژ یک میلیونی زمان انقلاب کتاب‌های شریعتی، مدت هاست که از دست رفته، اما هرازگاه و کماکان بحث‌های مهمی حول و حوش او صورت می‌گیرد. او معمار انقلاب بود یا مارکسیست اسلامی یا هر دو؟ عنایت اتحاد اولین سخنران برنامه سی امین سالروزمرگ علی شریعتی در کانون توحید لندن که دقیقاً سی سال پیش میزبان اولین مراسم ختم او بود، تحلیلگر مسائل سیاسی ایران است و سابقه آشنایی مستقیم با شریعتی دارد، او را "به حق معمار انقلاب می‌نامد و اضافه می‌کند که به ناحق مارکسیست اسلامی خوانده می‌شود".

مسعود بهنود، روزنامه‌نگار و پژوهشگر که در مسائل تاریخ معاصر ایران هم شهره است، بر معمار انقلاب بودن او صحه می‌گذارد و اضافه می کند:" وقتی انقلاب شد، تمام گروه‌های سیاسی با هر نوع دیدگاه، یک وجه مشترک داشتند و آن شریعتی بود."

دیگر سخنران برنامه، مجید تفرشی که پژوهشگر تاریخ معاصر ایران است، او را شدیداً تحت تاثیر محمد نخشب (محمد مکانیک) بنیانگذار "نهضت خداپرستان سوسیالیست" عنوان می کند. تفرشی معتقد است که شریعتی استفاده از ابزارهای سکولار در بیان مطالب دینی را از او آموخته و نوشتن مقاله‌های آتشین و سخنرانی‌های تند و تیز میراثی است که از محمد نخشب وام گرفته شده است.

بحث، بالا می‌گیرد: نسبت شریعتی با روحانیت چه بود؟ اتحاد معتقد است: "دکتر شدیداً به اسلام منهای روحانیت معتقد بود." یکی از حضار ادامه می‌دهد که چطور شخصی که فرزند آخوند بوده و پدرش تاثیر زیادی بر او گذاشته، می‌تواند ضد روحانیت باشد؟ آقای اتحاد تاکید می‌کند که او روحانیت را "انتخاب از پائین" می‌دانست و با روحانیت رسمی مشکل داشت. بهنود اضافه می‌کند: "همه متفکران دین باور به شکلی حداقل با بخشی از روحانیت مشکل دارند، اما حکم کلی دادن درباره مخالفت یا موافقت شریعتی با روحانیت، ره به جایی نمی‌برد."

یکی از حضار به نامه‌های مطهری به خمینی اشاره می‌کند که در آنها به "خطر شریعتی " اشاره شده و اتحاد در جواب سوالی که کسی درباره علت عدم حضور مطهری در مراسم ختم شریعتی می‌پرسد، با صراحتی که چندان دلش نمی‌خواست عیان باشد، به خاطره‌ای اشاره می‌کند: "وقتی ما از ساوت هامپتون برگشتیم، مراسم تشییع جنازه او را از هایدپارک لندن به راه انداختیم تا این سالن که آن موقع فقط از زیرزمین‌اش استفاده می‌شد و اولین استفاده از این سالن که به حق تالار شریعتی نام گرفته، با مراسم شریعتی بود. دکتر یزدی، قطب‌زاده، صادق طباطبایی و خیلی‌های دیگر بودند. آن موقع مطهری به طور اتفاقی در لندن بود، اما در مراسم ختم شریعتی در کانون توحید شرکت نکرد و محمد مجتهد شبستری بر پیکر دکتر شریعتی نماز خواند." دو سال پیش نیز دکتر سروش در همین مکان گفته بود که مطهری در لندن خطاب به او و دکتر خرازی گفته که به نظر می‌رسد که شریعتی را ساواک به لندن فرستاده.

عنایت اتحاد و دکتر میناچی از اولین کسانی هستند که به ساوت هامپتون یعنی محل مرگ شریعتی رفته بودند و لذا اتحاد می‌توانست روایت دست اولی از جریان فوت دکتر شریعتی به دست دهد. او گفت تمام سعی آنها بر این بود که مانع از این شوند که ساواک جسد را به ایران بازگرداند. وقتی کسی از علت آن پرسید، اتحاد گفت: "احتمال داشت که بخواهند برایش مراسم باشکوهی بگیرند و او را به نوعی از خودشان معرفی کنند." تفرشی اما گفت که رئیس وقت ساواک بعداً در مصاحبه‌ای در لندن اظهار کرده که ساواک از حضور شریعتی در انگلیس کاملاً بی‌اطلاع بوده است و بعد از مرگ او متوجه حضورش در این جا شده‌اند.

مجری برنامه اظهار امیدواری کرد که حالا که سی سال گذشته، اسناد انگلیس درباره شریعتی منتشر شود، و آقای تفرشی گفت تاکنون تنها به یک سند درآرشیوهای انگلستان درباره شریعتی برخورده و آن درباره تعطیلی حسینیه ارشاد است و نویسنده اظهار تعجب کرده از این که چطور از چنین آدم بانفوذی غافل بوده‌اند. به گمان تفرشی،"بی‌توجهی و غفلت غرب نسبت به شریعتی، یکی از دلابل شگفت زده شدن آنها از انقلاب اسلامی ایران بود."

آقای بهنود اما شریعتی را با سروش مقایسه کرد و این که از هر دو سو، یعنی دین باوران و مخالفان دین، زیر حمله است. عطاء مهاجرانی، وزیر سابق فرهنگ و ارشاد که در میان شنوندگان حضور داشت، اضافه کرد: " شریعتی شخصیت ابوذر را انتخاب کرد که پر شر و شور است و سروش سلمان را که از عقلانیت حرف می‌زند." اما کسی از میان جمع گفت که احسان شریعتی - پسر او- گفته که برخلاف تصور همگان، به گواه مکالمه شخصی او با پدرش، شخصیت برگزیده او سلمان فارسی بوده و نه ابوذر.

در تهران نیز به رسم هر سال مراسم بزرگداشت دکتر شریعتی در حسینیه ارشاد برگزار شد

بحث‌ها پایان گرفت، اما با آن که سی سالی از مرگ شریعتی و بیش از بیست و هشت سال از انقلابی که او را معمارش می‌دانند، گذشته و مدت‌هاست که خبری از شر و شور انقلابی او و کتاب‌های پر خواننده‌اش نیست، هنوزحرف زدن درباره شریعتی با تعارف و احتیاط همراه است و کسی اشاره نمی‌کند که دکتر همان کسی است که در پایان سخنرانی‌اش از خدا طلب کرد که :"خدایا به روشنفکران ما غیرت و به زنان ما شعور عطا کن!"

روحش شاد یادش گرامی

چه باید کرد ؟

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 2:14 توسط سهیل| |